گندم

گندم

 



Sunday, November 27, 2005
 
مي بيني؟
آرزوهاي من به همين ظريفي هستند
به قدر پيچش طنين كلماتي در آرامش يك چهار ديواري آهني
آنجا كه واهمه اي از سكوت هايمان موج نزند
و هوا تميز ترين سيم كشي عبور كلمات باشد
به قدر فهميدن عميق نقاشي هاي تصويري با قلموي حروف
به قدر ديدن نيازي كه اغلب بي صدا جان مي دهد
به همين ظريفي
يه ظريفي دستهاي تو
با همين عظمت
( حالا چطور؟هست؟ حواست را گفتم؟)

Comments: Post a Comment

 

Archives:

This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.



Home