گندم

گندم

 



Thursday, January 12, 2006
 
می روی
و رفتنت را نیز پاس می دارم
که جزئی از توا ست
با تمام حرفهایی که برایت گفته ام
و تمام حرفهایی که ناگفته مانده است و من هر شب برایت زمزمه اشان می کنم
و من روشن ترین آرزوهایم را همراهت می کنم
که تو روشن ترینی
و آرزویی که روشن نباشد در تو ننشیند
می روی و من در انتظار تو و موفقیت هایت
برو و قلب ِ چشمهایم به همراهت
برو و تمام روحم به همراهت
برو با چشمهایی امیدوار و دستهایی وسیع
خداوندگار به همراهت
برو...

Comments: Post a Comment

 

Archives:

This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.



Home