احتراما جهت استحضار و یادآوری:
من امروز در يك سياه چال تجمعي از بودن را ديدم كه چقدر عجيب بود
كه تمام بلورهاي مهربانش از حرير،
كه اندوهش كشمكش يك سؤال ،
و سؤالش تناقض آشكاري بود.
نمي دانست وارستگي مي كند يا خودخواهي
وحضور سؤال اين ندانستن لبخندي را براي چند دقيقه به طاقچه ته ته دلم آويخت
آدمهايي كه به خودشان گير بدهند را خيلي وقت بود كه نديده بودم و اين چندمين باري بود كه گير دادنش را مي ديدم و چقدر مرا به مكث مي خواند اين گير دادنهاي بي مهابايش .
آدمهايي كه زندگي را قطره قطره نفس بكشند را خيلي وقت بود كه نديده بودم ، و ديدن اين نفس ها چقدر نياز من بودند ، انگار ريه هاي چشمانم پر مي شدند از اكسيژن سرشار بودن .آدمهايي كه شيطنت را براق و خنك پيشكشت بكنند را، خيلي وقت بود كه نديده بودم و مانده بودم در حسرت اين خواهش .
و حالا داشتم همه آنها را در يك تصوير بشاش مي ديدم و چه همهمه آرامي بود در نگاهم .
نمي دانم
شايد حق با او باشد .
شايد مرز انسان هما ن وارستگي و خودخواهي اش باشد، به همين سادگي
شايد هم درست نفهميدم كه چه چيزي آزارش مي داد
.اماكلنجارش بود كه مرا مشتاق كرد و اصلا شايد يك جورهايي هم عاشق اندوهش شده باشم .
اندوه بزرگي كه مي شود ساعتهاي نرم عرياني را با آن زندگي كرد .
شايد حق با او باشد .
وقتي خوب نگاه مي كنم، خودخواهي انگار هسته اي باشد كه هر روزسايه اش را گسترده ترمي كند بروجودت و بالاخره فرا مي رسد روزي كه ازتمام لايه هاي دروني ات بالا رفته وبا همه سنگيني اش در آغوشت مي كشد . شايد براي همين باشد كه بچه ها نرم و سبك به دور همه هستي مي پيچند .حالا اگردر خودخواهي هايت بيش از يك نفر سهيم باشد شايد ارزش بودن را داشته باشد و هر چه نفرات سهيم شده ات بيشتر باشند خودخواهي هايت بيشتر ارزش بودن را خواهند داشت و شايد اگر تجمعي از خودخوهي هايت پنجره هاي بازي به آفتاب و آسمان و چشمهاي تيره روشن حك شده در آن داشته باشد ، ديگر وارستگي است كه تو را مي پوشاند نه خودخواهي . وارستگي با آن نخ هاي ابريشمي خنك و شميم شمعداني هاي تازه آب داده شده و حالا هر از چند گاهي كه پنجره اي بسته مي شود يا مي رود كه بسته شود تشنج اين پرسش فرايت مي گيرد و توهم برت مي دارد كه ابرهاي تيره اي از پس پلك هاي خيست قلقلكت مي دهند شايد. و آن وقت است كه اگر وارستگي بزرگترين خودخواهي دروني ات باشد صداي پاي حادثه هم حتي ، آشفته ات مي كند .
یادم هست، آن روز را خیلی خوب به خاطر می آورم!