سیلان زندگی هایمان
اعجاز ِ بی دریغی است که هستی پیش کشمان کرده است
چه بخواهیم، چه نخواهیم
ایجاز بی نظیر ِ زندگی هایمان
دانستن این افسانه ی بی نهایت باشد شاید
آن طور که باورش کنیم
و روزهایمان را بر رازهایمان بنا کنیم
و ایمان داشته باشیم
که تمام لحظه هایی که طعم باروت می دهند
در سالهای ِ دور،
خاطره های ملسی خواهند شد
بدون گریزی
زندگی شاید زیباترین طرحی باشد بر خاطراتمان،
وقتی در دور دستها ایستاده ایم
و خوشبختی
همان لبخند ِ ساده ای باشد
که بر آفرینش دستهایمان می زنیم
برای ِ من که سرشارم
از روزهای زمختی که حتما روزی خاطره های خوبی می شوند که
با آرامش حرفشان را به میان می کشم
و هنوز سرشارم از هستی
زندگی شاید کودکی ِ لطیفی باشد در طلایی ِ لبخند ِ نور