فاصله نخواهم گرفت اما
با آهنگ تنهایی
که این تقدیر باور من شده باشد گویا
و هراس فراموشی دوباره اش
تمام تنم را به لرزه می اندازد
و آواز ِ صامتش را زمزمه خواهم نمود
تا تلخی دهانم را به خیال خام شیرینی ِ مطبوعی ندهم
که هنوز کف دستهایم دارد می سوزد از این کندن
و توان دوباره ای را در خود سراغ می گیرم که نیست
که اگر تکراری باشد...
نه،
فاصله ای نخواهم گرفت با آهنگ تنهایی
که می ترسم از تکرار تمام آنچه مرا به عقب می برد
می ترسم...