گستاخی ِ لطیف ِ یاسها را دوست دارم
وقتی تنهای عریانشان را از بلندی ِ دیوارها
به کوچه ها هدیه می کنند
و با گوشه ی نجیب ِ مرموز ِ چشمهای ِ سپیدشان نگاهت می کنند
و با شیطنت ِ شمیم ِ روشن ِ مواجشان، قلقلکت می دهند
تا سر کشی هایشان را به رخ بکشند
چقدر زندگی را برایم زمزمه می کنند
چقدر...