گندم

گندم

 



Monday, October 20, 2008
 
اين روزها تكرار مكررات است كه مي رود
زبر و ساده و مشوش
اين روزها كه مي رود
سر ِ وقت
جرعه هاي ِ "رهايش" و" آرامش" را به خستگي ِ رگهايم تزريق مي كنم
و سعي مي كنم چند آجر ِ ديگر زير پاهايم بگذارم تا كمي دورها و كمي بلنديها را ببينم
آجرها از همه مهربان ترند
مهربان و بي سر و صدا
با همه ي رنگهاي ِ آجريشان
دورها،
پر از آرامش است؛
-از اين بالا بهتر مي شود ديد-
دورها؛
نرم و سبك نمي آيند
مي روند!
و اين از همه عجيب تر است
دورها مي روند
بدون ِ اينكه به ما نزديك شده باشند يا بدون اينكه ما به آن ها نزديك شويم!
دورها
هر چه كه باشد بهتر است از اين همه دروغ و رياي ِ كشنده
دورها هر چه كه باشد
حتما بهتر است

Comments: Post a Comment

 

Archives:

This page is powered by Blogger, the easy way to update your web site.



Home